تبليغاتX
من نوشته های دست ...
می نویسم چون هستم ... هستم چون می نویسم

آینه، آینه ... !

: کوبنده ترین جواب در دوران کودکی!

نوشته شده توسط محسن در ساعت 17:49 | لینک  | 

پ.ن.۸: بی صبرانه منتظر تاریخ ۸/۸/۸۸ هستم!

یادش به خیر. این جمله پی نوشت هشتم پست نوروز 88 بود.

لحظه لحظه اش شیرین است امروز

نوشته شده توسط محسن در ساعت 10:5 | لینک  | 

داشتم توی Google Reader قسمت Popular items رو می خوندم. جالب بود جذب شدم. همینجوری داشتم می خودنم بلکه به یه صفحه ی فارسی برسم که محبوبو ترین بوده باشه. نبود که نبود. تند تند اسکرول موس رو می چرخوندم. یه دفعه احساس کردم که یه جمله ی فارسی دیدم. خوشحال شدم. اسکرول رو آروم چرخوندم تا برگردم ببینم چی بوده. دیدم نوشته: مشترک گرامی دسترسی به این سایت امکان پذیر نمی باشد !

نوشته شده توسط محسن در ساعت 5:31 | لینک  | 

مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد!

moshtarake morede nazar dar dastres nemibashad!

نوشته شده توسط محسن در ساعت 18:48 | لینک  | 

باز یاسی پر پر شد و نیلوفر شد...

نوشته شده توسط محسن در ساعت 8:37 | لینک  | 

وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَ عَلَى إِسْحَقَ وَ مِن ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ مُبِينٌ

ما به او و اسحاق بركت داديم‏؛ و از دودمان آن دو، افرادى بودند نيكوكار و افرادى آشكارا به خود ستم كردند!

آیه ۱۱۳ - سوره صافات

و من در این فکر مانده ام که چه شد؟

چه شد که هم محسن شدم و هم ظالم لنفسی مبین...

نوشته شده توسط محسن در ساعت 7:22 | لینک  |