تبليغاتX
من نوشته های دست ...
می نویسم چون هستم ... هستم چون می نویسم

سلام!

باز هم مثل همیشه از اینکه مدتیه مطلب نذاشتم معذرت می خوام! (تو این چند هفته درگیر کار هفته ی شهدای مدرسه بودم که بعدا براتون توضیح می دهم)
به هر حال امیدوارم که از این مطلب خوشتون بیاد.

به آرامی آغاز به مردن می­کنی

اگر سفر نکنی، اگر چیزی نخوانی، اگر به اصوات زندگی گوش ندهی، اگر از خودت قددرانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن می­کنی

زمانیکه خودباوری را در خودت بکشی، وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

به آرامی آغاز به مردن می­کنی

اگر بنده عادات خود شوی، اگر همیشه از یک راه تکراری بروی ... اگر روزمرگی را تغییر ندهی، اگر رنگهای متفاوت را به تن نکنی، یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.

به آرامی آغاز به مردن می­کنی

اگر از شور و حرارت، از احساسات سرکش، و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا می­دارند و ضربان قلبت را تندتر می­کنند، دوری کنی ...

به آرامی آغاز به مردن می­کنی

اگر هنگامیکه با شغلت، یا عشقت شاد نیستی، آنرا عوض نکنی، اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی.

اگر ورای رویاها نروی، اگر به خودت اجازه ندهی که حداقل یکبار در تمام زندگیت ورای مصلحت اندیشی بروی ... .

امروز زندگی را آغاز کن! امروز مخاطره کن! امروز کاری بکن!

نگذار به آرامی بمیری .... شادی را فراموش نکن!

شاد باشید....!

نوشته شده توسط محسن در ساعت 8:19 | لینک  |