این دفعه به خودم قول دادم که توی اردو هی با خودم فکر نکنم که این اردو هم تموم میشه. کاری که همیشه می کردم و باعث می شد همیشه ته دلم یه غمی باشه. اما این کار باعث شد که هنوز هم که هنوزه باورم نشه که این ده روز با هم بودن تموم شد. دوستام رو کنارم می بینم. صداشونو می شنوم. بهشون لبخند میزنم. و ...
----------------------------------------
پ.ن.: گریه بر هر درد بی درمانی دواست.
پ.ن.۲: من کجا و میهمانی خدا کجا...
جان بی تو به لب آمد وقت است که باز آیی
...
فَإِذَا نُفِخَ فىِ الصُّورِ نَفْخَةٌ وَاحِدَةٌ
وَ حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الجِْبَالُ فَدُكَّتَا دَكَّةً وَاحِدَةً
فَيَوْمَئذٍ وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ
وَ انشَقَّتِ السَّمَاءُ فَهِىَ يَوْمَئذٍ وَاهِيَةٌ
وَ الْمَلَكُ عَلىَ أَرْجَائهَا وَ يحَْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئذٍ ثمََانِيَةٌ
يَوْمَئذٍ تُعْرَضُونَ لَا تخَْفَى مِنكمُْ خَافِيَةٌ
فَأَمَّا مَنْ أُوتىَِ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَيَقُولُ هَاؤُمُ اقْرَءُواْ كِتَابِيَهْ
إِنىِّ ظَنَنتُ أَنىِّ مُلَاقٍ حِسَابِيَهْ
فَهُوَ فىِ عِيشَةٍ رَّاضِيَةٍ
فىِ جَنَّةٍ عَالِيَةٍ
قُطُوفُهَا دَانِيَةٌ
كلُُواْ وَ اشْرَبُواْ هَنِيَا بِمَا أَسْلَفْتُمْ فىِ الْأَيَّامِ الخَْالِيَةِ
وَ أَمَّا مَنْ أُوتىَِ كِتَابَهُ بِشِمَالِهِ فَيَقُولُ يَالَيْتَنىِ لَمْ أُوتَ كِتَابِيَهْ
وَ لَمْ أَدْرِ مَا حِسَابِيَهْ
يَالَيْتهََا كاَنَتِ الْقَاضِيَةَ
مَا أَغْنىَ عَنىِّ مَالِيَهْ
هَلَكَ عَنىِّ سُلْطَانِيَهْ
خُذُوهُ فَغُلُّوهُ
ثُمَّ الجَْحِيمَ صَلُّوهُ
ثُمَّ فىِ سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعًا فَاسْلُكُوهُ
إِنَّهُ كاَنَ لَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ
وَ لَا يحَُضُّ عَلىَ طَعَامِ الْمِسْكِنِ
فَلَيْسَ لَهُ الْيَوْمَ هَاهُنَا حَمِيمٌ
وَ لَا طَعَامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍ
لَّا يَأْكلُُهُ إِلَّا الخَْاطُِونَ
....
-------------------
...
پس آنگاه که در صور یک بار دمیده شود٬
و زمین و کوه ها از جای خود برداشته شده٬ هر دوی آنها یکباره درهم کوبیده شوند٬
آن روز است که آن واقعه ی (عظیم) رخ می دهد.
و آسمان از هم بشکافد٬ پس در آن روز سست و متلاشی گردد.
و فرشتگان کناره های (آسمان) اند٬ و عرش پروردگارت را آن روز هشت (فرشته) بر فرازشان حمل می کنند.
در آن روز٬ عرضه می شوید و هیچ (کار) پوشیده ای از شما پنهان نمی ماند.
اما کسی که کارنامه اش به دست راست او داده شود٬ گوید: بیایید نامه ی مرا بخوانید.
همانا می دانستم که با حساب خود رو به رو می شوم.
آنگاه او در یک زندگی خوش باشد.
در بهشتی برین٬
(که) میوه هایش در دسترس است.
بخورید و بنوشید٬ گوارایتان باد٬ به پاداش آنچه در روزهای گذشته پیش فرستاده اید.
و اما کسی که کارنامه اش به دست چپ او داده شود٬ گوید: ای کاش نامه ام به من داده نمی شد٬
و نمی داستم حسابم چیست.
ای کاش آن (مرگ) پایان کار بود (و دوباره زنده نمی شدم).
مال من چیزی از من دفع نکرد.
قدرتم از کفم برفت.
(پس فرمان رسد:) او را بگیرید و در زنجیرش کنید.
آنگا به دوزخش درآورید.
سپس او را در زنجیری که طول آن هفتاد ذراع است در بند کشید.
چرا که او به خدای بزرگ ایمان نمی آورد.
و به اطعان مسکین ترغیب نمی کرد.
پس امروز او را در اینجا هیچ دوستی صمیمی نیست.
و نه طعامی مگر از چرک و خون.
که آن را جز خطاکاران نمی خورند.
...
سوره ی حاقه / ۳۷-۱۳
------------------------------------
پ.ن.: چه قریب و چه غریب ...
پ.ن.۲: چقدر دلم باران می خواهد ...
در این ۴۰ روز٬ سیاهی با گوشت و خونم آمیخته شد...
قبلا ها سوسک نمی کشتم. این روزها می کشم. می گویند شجاع تر شده ام. ولی خودم می دانم٬ سنگدل تر شده ام. ای کاش فقط سوسک بود. این روز ها حتی خیلی چیز های دیگر را نیز له می کنم و می کشم. حتی چیز مقدسی به نام دل ...
----------------------------------------
پ.ن: يعني ميشه ...
دانی که چیست دولت٬ دیدار یار دیدن
در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن
از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن
از دوستان جانی مشکل توان بریدن
خواهم شد به بستان چون غنچه با دل تنگ
و آنجا به نیک نامی پیراهنی دریدن
گه چون نسیم با گل راز نهفته گفتن
گه سر عشق بازی از بلبلان شنیدن
بوسیدن لب یار اول ز دست مگذار
کاخر ملول گردی از دست و لب گزیدن
فرصت شمار صحبت کز این دو راهه منزل
چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن
گویی برفت حافظ از یاد شاه منصور
یا رب به یادش آور درویش پروریدن
--------------------------------------
پ.ن.: غزلی بود که حافظ بعد از این اردوی دو روزه برایم خواند و چه خوش گفت. دانی که چیست دولت٬ دیدار یار دیدن ...
پ.ن.۲: واقعا این ای میل های تبلیغاتی امید به زندگی رو از آدم می گیره. نوشته که خود را با مد فصل همراه کنید: گردنبند جومونگ با علامت پرنده ی سه پا!
پ.ن.۳: در وبلاگی آب و هوا اینجوری پیش بینی شده بود: در تمام نقاط کشور شاهد آسمانی صاف خواهیم بود٬ فقط در شهر های مشهد و قزوین همراه با سقوط هواپیما خواهد بود!
پ.ن.۴: در وبلاگی دیگر عوامل منفی شدن نرخ رشد جمعیت را اینگونه برشمرده بود: فقر٬ عدم تمایل برای فرزند داشتن٬ انتخابات و سقوط هواپیما!
